فرهنگ لغت

پای روب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پای روب . (اِ مرکب ) پاروب . بیل چوبین که برف بدان روبند و بعضی گفته اند که پاروب آن باشد که دسته ای دراز دارد که روبنده به پا ایستاده جا بروبد و مطلق جاروب نیست چنانکه بعضی گمان برده اند. (رشیدی ). پارو. (مهذب الاسماء). و چوبی پخ با دسته ای دراز که خبازان خمیر بر آن گسترده و در تنور نهند.

معنی پای روب | فرهنگ لغت