پای بر سنگ آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای بر سنگ آمدن . [ ب َ س َ م َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پیش آمدن مخاطره ای باشد. (برهان ). عائق ومانعی صعب، املی را بدل به یأس کردن . نومید شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای بر سنگ آمدن . [ ب َ س َ م َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پیش آمدن مخاطره ای باشد. (برهان ). عائق ومانعی صعب، املی را بدل به یأس کردن . نومید شدن .