پای آگیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِفا.) = پای آگیشنده:<BR>۱- آن که به پای آویزد یا پیچد، پای پیچ، پای آهنج.<BR>۲- مرگ که پای پیچ هر کس شود، مرگ محتوم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِفا.) = پای آگیشنده: ۱- آن که به پای آویزد یا پیچد، پای پیچ، پای آهنج. ۲- مرگ که پای پیچ هر کس شود، مرگ محتوم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پای آگیش . (اِمص مرکب ) آویختن بود بچیزی . (صحاح الفرس ). ◄ (نف مرکب ) آنکه بپای آویزد. آنکه بپای پیچد. پای آویز. پای آهنج . پای پیچ . ◄ مجازاً، ناگزیر. محتوم : توشه ٔ جان خویش ازو بردار پیش کایدت مرگ پای آگیش . رودکی .