پاگیر آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاگیر آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) گرفتن و بند شدن پای بچیزی چنانکه از حرکت باز دارد : در جوی اسب درانداخت پاگیر آمد، اسب را رها کرد بمشقتی بسیار شناوکنان بکنار افتاد. (تاریخ طبرستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاگیر آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) گرفتن و بند شدن پای بچیزی چنانکه از حرکت باز دارد : در جوی اسب درانداخت پاگیر آمد، اسب را رها کرد بمشقتی بسیار شناوکنان بکنار افتاد. (تاریخ طبرستان ).