پاکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص مر.)<BR>۱- تحصیلدار.<BR>۲- کسی که مراقبت از کشتزارها را به عهده دارد.<BR>۳- خدمتکار، نوکر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص مر.) ۱- تحصیلدار. ۲- کسی که مراقبت از کشتزارها را به عهده دارد. ۳- خدمتکار، نوکر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاکار. (ص مرکب، اِ مرکب ) پایکار. کسی را گویند که چون تحصیلداری بجای بیاید او زر از مردم تحصیل کند و به تحصیلدار دهد. (برهان ). شخصی که در شهرها و ده ها جای مردم به محصلان و ارباب طلب دیوانی نماید. (رشیدی ). کارگذار. عَریف . ◄ پیرمرد برزن و ده . ◄ آنکه مستراح را جاروب کند. کناس . (رشیدی ) (برهان ). ◄ خدمتکار. پادو. چاکر. نوکر. خادم : قبیل، پاکار یا رئیس قوم . (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
پیشکار، عریف، کارگزار پادو، خادم، خدمتکار، نوکر (متضاد: کارفرما)