پاک گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاک گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) طاهر شدن . ◄ برسیدن . بسررسیدن مدت و اَجَل : چو میروک را پاک گردد هزار برآرد پر از گردش روزگار. عنصری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاک گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) طاهر شدن . ◄ برسیدن . بسررسیدن مدت و اَجَل : چو میروک را پاک گردد هزار برآرد پر از گردش روزگار. عنصری .