پالود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پالود. (اِ) پوست برّه . بالود. (السّامی ). ◄ فالوذ. (دهار) (منتهی الارب ). ◄ (فعل ) ماضی پالودن است یعنی صاف کرد و از غل و غش پاک ساخت . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پالود. (اِ) پوست برّه . بالود. (السّامی ). ◄ فالوذ. (دهار) (منتهی الارب ). ◄ (فعل ) ماضی پالودن است یعنی صاف کرد و از غل و غش پاک ساخت . (برهان ).