پاره پار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاره پار. [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) رجوع به پاره پاره شود. ♦ پاره پار شدن ؛ پاره پاره شدن : فراوان بگشتند در کارزار همان تیغ با گرزشد پاره پار. فردوسی . ♦ پاره پار کردن ؛ پاره پاره کردن : بفرمان آن خسرو نامدار بکردند از آن پس ورا پاره پار. فردوسی .