پاراو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.) پیرمرد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) پیرمرد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاراو.(ص ) پیر. (فرهنگ اسدی ). ◄ زن پیر. (اوبهی ) (برهان ). پیر زال . (برهان ). گنده پیر : زن پاراو چون بیابد بوق سر ز شادی کشدسوی عیوق . منجیک .
پاراو. (اِخ ) بلوکی از قزوین . (برهان ).