پارازیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] ( اِ.)<BR>۱- حشو، زاید.<BR>۲- انگل، طفیلی.<BR>۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود میآید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] ( اِ.) ۱- حشو، زاید. ۲- انگل، طفیلی. ۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود میآید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پارازیت . (اِ) (فرانسوی، اِ) طفیلی . حیوان و گیاه طفیلی . انگل . (فرهنگستان ). ◄ حشو و زاید.
مترادف و متضاد واژهدان
انگل، طفیل، طفیلی، میکرب خشخش، نوفه حشو، زاید