پاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ.) = پات: تخت، سریر.<br>
فرهنگ فارسی معین
پسوندی که معنای دارنده و نگهبان را میرساند مانند: آذرپاد.
پیشوندی که معنای ضد و مخالف را میرساند مانند: پادزهر.
( اِ.) = پات: تخت، سریر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاد. (اِ) پاس . ◄ نگاهبان . پاسبان . ◄ پائیدن . دوام . ثبات . (برهان ). ◄ سامان و دارندگی . ◄ بزرگ و عمده . (برهان ). و باز صاحب برهان گوید پادشاه مرکب از این کلمه و شاه است . ◄ تخت . اورنگ . (برهان ). پات .سریر. ◄ شستن و پاک کردن . (جهانگیری ).
مترادف و متضاد واژهدان
پادزهر، ضد، مخالف حامی، دارنده، نگهبان اورنگ، تخت، سریر