فرهنگ لغت

پاتیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پاتیل . (اِ) ظرف بزرگ مسین و جز آن که دهانه ٔآن فراختر از شکم است و در آن چغندر و آشهای بزرگ وفرنی و امثال آن پزند. پاتیله . تیان . طنجیر. لوید. و رجوع به پاتیله و پاتله شود. ◄ (در حمام ) ظرف بزرگ مسین با دهانه ٔ فراخ که زیر خزانه گذارند و از بن آن آتش کنند تا آب خزانه گرم شود. تیان . ♦ پاتیل شدن ؛ در تداول عوام، خفتن و بی خبری بعلت مستی و سکر.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی پاتیل | فرهنگ لغت