ویژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ویژ. (ص، ق ) خصوص وخاصه و خالص و خلاصه . (برهان ). برابر و معادل ویژه است اما شاهد ندارد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خاصه و خالص و صافی . (انجمن آرا) (آنندراج ) : همه ویژ گُردان و آزادگان بیامد سوی آذرآبادگان . فردوسی . - ویژ کردن ؛ اخلاص . امحاض . (المصادر زوزنی ). خالص کردن .