وکیل مجلس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننمایه، نماینده مجلس، نماینده انجمنواژه قبلی: وکیل قشلاقواژه بعدی: وکیل کردن