ونگ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ دَ) (مص ل.) (عا.)<BR>۱- بانگ زدن، آواز دادن.<BR>۲- داد و فریاد کردن (کودک مخصوصاً).<BR>۳- گریستن توأم با داد و فریاد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) ۱- بانگ زدن، آواز دادن. ۲- داد و فریاد کردن (کودک مخصوصاً). ۳- گریستن توأم با داد و فریاد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ونگ زدن . [ وَ / وِ زَ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، آهسته و نامفهوم چیزی را به کسی گفتن . ◄ ونگ ونگ کردن .
ونگ زدن . [ وَ / وِ زَ دَ ] (مص مرکب )در تداول، بانگ زدن با گریه . آواز دادن . زار زدن .