وله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وله . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان لورا و شهرستانک بخش کرج شهرستان تهران واقع در ٥٠٠ گزی راه شوسه ٔ کرج به چالوس دارای ٤٥٠ تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١ شود.
وله . [ وِل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) در تداول مردم قزوین، جنبش و حرکت بسیار جنبندگان خرد در فضای کم، چنانکه خاکشی یا ماهی در آب، و همیشه با فعل زدن به کار رود.
وله . [ وَ ل َ / ل ِ ] (اِ) قهر. ◄ خشم . (برهان ). خشم و غضب . (غیاث اللغات ). ◄ خشمگین . (آنندراج ). ◄ ناز. (برهان ) (انجمن آرا). ◄ عاشق زار. (برهان ).