ولف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ولف . [ وُ ] (اِخ ) فریتس . دانشمند آلمانی، ترتیب دهنده ٔ فهرست لغات شاهنامه ٔ فردوسی است و آن کاری بس ارجمند و عظیم است .
ولف . [ وَ ] (ع مص ) وِلاف . اِلاف . ولیف . پی درپی درخشیدن برق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
ولف . [ وُ ] (اِ) بخور مریم . خبزالمشایخ . (یادداشت مرحوم دهخدا).