ولدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ولدان . [ وِ ] (ع اِ) ج ِ ولید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). مولودها. کودکان . پسران : تا بباشند بدین رز در مهمان منند رز فردوس من است ایشان ولدان منند. منوچهری . حوران و غلمان و ولدان بر گرد وی برآمدند. (قصص الانبیاء).