وقیعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ عَ) [ ع. وقیعة ] (اِ.)<BR>۱- آسیب جنگ، کارزار. ج. وقایع.<BR>۲- غیبت، بدگویی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ عَ) [ ع. وقیعه ] (اِ.) ۱- آسیب جنگ، کارزار. ج. وقایع. ۲- غیبت، بدگویی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقیعت . [ وَ ع َ ] (ع اِمص ) غیبت مردم . (از اقرب الموارد). ◄ ملامت و عیب گویی از عقب مردم، و غمازی . (غیاث اللغات از منتخب ): زبانها به وقیعت او در مجلس سلطان روان شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). اما اگر دعاوی دروغ که خصمان ایشان بر ایشان کنند از شتم صحابه و وقیعت امهات المؤمنین و مانند این ... لابد از آن تبری کنند. (نقض الفضائح ص ١٢). ◄ (اِ) فتنه . ◄ جنگی که میان دو تن روی دهد. رجوع به وقیعة شود.