وقلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقلة. [ وَ ق َ ل َ ] (ع ص ) وقلةالرأس ؛ مرد نیک خردسر. (آنندراج ) (منتهی الارب ).
وقلة. [ وَ ل َ ] (ع اِ) خسته ٔ مقل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ج، وقول . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وقل، یکی . (اقرب الموارد). رجوع به وقل شود. - رجل وقلةالرأس ؛ یعنی مردی دارای سری بسیار کوچک . (اقرب الموارد).