وقتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقتی . [ وَ ] (ق ) هنگامی . زمانی . (ناظم الاطباء) : اگر شمارا وقتی به طرف هند عزیمت و حرکتی اتفاق افتد... (سلجوقنامه ٔ ظهیری چ خاور ص ١١ از فرهنگ فارسی معین ). - وقتی که ؛ هنگامی که . - تا وقتی که ؛ تا زمانی که . مادام که . (ناظم الاطباء).
وقتی . [ وَ تی ی ] (ع ص نسبی )منسوب به وقت . در برابر عددی : عادت وقتی (وقتیه ).