وقبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقبة. [ وَ ب َ ] (ع اِ) مغاکی در سنگ که آب گرد آید در وی . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). آبگیر. (مهذب الاسماء). ◄ روزن بزرگ که از آن پرتو آفتاب آید. ◄ چاهک اشکنه که روغن در آن گرد آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ (ص ) زن گول و پست و فرومایه . (اقرب الموارد).