وقایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(و ِ یَ) [ ع. وقایة ]<BR>۱- (مص م.) نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت.<BR>۲- (اِ.) روسری، سربند زنان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(و ِ یَ) [ ع. وقایه ] ۱- (مص م.) نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت. ۲- (اِ.) روسری، سربند زنان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وقایة. [ وَ ی َ ] (ع مص ) نگاه داشتن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). وقاء. (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) حفاظت و حراست و نگهبانی و وقایت . (ناظم الاطباء). محافظت و نگهبانی . ◄ (اِ)آنچه بدان کتاب را نگاه دارند. (اقرب الموارد). مقوای کتاب . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ قسمی از چادر ابریشمین یا پنبه ای که زنهای مشرق زمین برسر می اندازند. (ناظم الاطباء). قسمی چادر ابریشمی یاپنبه ای که زنهای مشرق زمین بر روی سر می انداختند و صورت و پایین تر از زانوها را نمی پوشانیدند. معجر زنان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روبند زنان : ای به کس خویش بر نورده نهاده وآن همه داده به مویه و به وقایه . رودکی . و از وی [ گرگان ] جامه ٔ ابریشم سیاه خیزد و وقایه و دیبا و قزین . (حدود العالم ص ١٤٣). ◄ پرده . حجاب : ابر از طرف کوه برآمد دو سه پایه از شرم به رخسار فروهشت وقایه . منوچهری . شدبه دادن شتاب ساقی گرم برگرفت از میان وقایه ٔ شرم . نظامی . رجوع به وقایت شود.
وقایة. [ وِ ی َ ] (ع اِ) پناه چیزی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هرچه بدان چیزی را نگاه دارند و پناه دهند.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : بخت برنا وقایه ٔ عمر است چشم بینا طلایه ٔ رخسار. خاقانی . ◄ (مص ) نگاه داشتن . (اقرب الموارد)(منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
وقایة. [ وُ ی َ ](ع مص ) نگاه داشتن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). نگه داشتن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). وقاء. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) هر چیزی که بدان چیزی را نگاه دارند و پناه دهند. (منتهی الارب ).
واژگان قرآن
وَبِالاْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ «وقایه» به معناى نگهدارى اشیاء است در برابر امورى که به آنها زیان و آزار مى رساند.(23)