وق زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وق زدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) وق وق کردن . وغ وغ کردن . عوعو کردن . ◄ تعبیری به طنز و استهزا از داد و فریاد کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وق زدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) وق وق کردن . وغ وغ کردن . عوعو کردن . ◄ تعبیری به طنز و استهزا از داد و فریاد کردن .