وفایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وفایی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به وفاء. ◄ (حامص ) وفاداری و صداقت و نمک به حلالی . ضد بیوفایی . (ناظم الاطباء).
وفایی . [ وَ ] (اِخ ) از جمله ٔ شعرای سلطان مغفور [ سلطان یعقوب خان ]است و شخصی صاحب مروت و وفاست . این مطلع از اوست : جامه ٔ ماتمیان خلعت نوروز من است مایه ٔ بزم و طرب بخت بدآموز من است . (از مجالس النفایس ص ٣٠١).
وفایی . [ وَ ] (اِخ ) حسین . مؤلف لغت نامه ای به فارسی است .