وفاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وفاض . [ وِ ] (ع اِ) پوستکی که زیرآسیا گسترند. ◄ جایی که آب در آن ایستد.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ ج ِ، وفضة، به معنی خریطه ٔ شبان که در آن زاد و اسباب خود دارد و تیردان چرمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به وفضة شود.
وفاض . [ وَف ْ فا ] (ع ص ) جعبه گر. (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات ). ترکش ساز. تیردان ساز.