وغر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وغر. [ وَ ] (ع اِ) حقد و کینه . ◄ عداوت و دشمنی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بانگ و خروش لشکر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
وغر. [ وَ ] (ع مص ) سخت شدن گرمای نیم روز. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت گرم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ پر شدن سینه از خشم و کینه و برافروختن از خشم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کینه گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ).
وغر. [ وَ غ َ ] (ع مص ) پر شدن سینه از خشم و کینه و برافروختن از خشم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) کینه و دشمنی . (منتهی الارب ). ◄ بانگ و خروش لشکر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به وَغر شود.