وضعیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ یَّ) (مص جع.) موقع، موقعیت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ یَّ) (مص جع.) موقع، موقعیت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وضعیت . [ وَ عی ی َ ] (از ع، اِ) طرز استقرار. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ موقع. موقعیت : وضعیت اجتماعی، وضعیت سیاسی . توضیح اینکه این کلمه را فارسی زبانان از وضع عربی ساخته اند. بعضی این کلمه را غلط پندارند، و غلط نیست . (از یادداشتهای قزوینی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
نهش، سروسامان، چونی، چند و چونی، چگونگی، جایگاه