وشنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وشنگ . [ وَ ش َ ] (اِ)میل آهن که بدان پنبه دانه را از پنبه برمی آورند. (برهان ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (اسدی ). میل حلاجان . (حاشیه ٔ برهان چ معین از لغت فرس ص ٣٠٩) : گربری دست سوی نان دانت در فراخی و گاه نعمت تنگ بکنی هر دو چشم خویش از بخل همچو حلاج دانه را به وشنگ . منطقی (از انجمن آرا، و جهانگیری بدون ذکر نام شاعر). ◄ توده ٔ خربزه و هندوانه و خیار و امثال آن . (برهان ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). رجوع به جهانگیری شود.