ورپریده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ. پَ دِ) (ص مف.) (عا.)<BR>۱- دچار مرگ ناگهانی شده.<BR>۲- نوعی نفرین که مادرها به هنگام خشم به فرزندان خود میگویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ. پَ دِ) (ص مف.) (عا.) ۱- دچار مرگ ناگهانی شده. ۲- نوعی نفرین که مادرها به هنگام خشم به فرزندان خود میگویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورپریده . [ وَ پ َ دَ / دِ ](ن مف مرکب ) کسی که به مرگ ذریع در جوانی و بدون مرض و علتی بمیرد. (یادداشت مؤلف ). دچار مرگ ناگهانی شده . (فرهنگ فارسی معین ). مرده در حالت جوانی و کودکی . (یادداشت مؤلف ). ◄ نفرینی است . نوعی دشنام و نفرین است که بیشتر زنان و مادران به کودکان خود دهند و آرزوی مرگ ناگهان ایشان را کنند، البته به زبان . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ورپریدن شود.