ورنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورنا. [ وَ / وُ ] (ص ) برنا. جوان که در مقابل پیراست . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : جهان پیر ورنا شد دگر بار بنفشه زلف گشت و لاله رخسار. (ویس و رامین ). ◄ خوب و نیک . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ فاخته و کبوتر کبودرنگ . ◄ (اِ) گندم .(ناظم الاطباء).