ورنامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورنامه . [ وَ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) برنامه . سرنامه . عنوان . (برهان ). آنچه بر سر کتابتها نویسند که به شرف مطالعه ٔ فلان برسد. (برهان ) : چو زآن نامه ورنامه برخواندند سخنهای نغزش برافشاندند. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورنامه . [ وَ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) برنامه . سرنامه . عنوان . (برهان ). آنچه بر سر کتابتها نویسند که به شرف مطالعه ٔ فلان برسد. (برهان ) : چو زآن نامه ورنامه برخواندند سخنهای نغزش برافشاندند. فردوسی .