ورمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورمال . [ وَ ] (نف مرکب ) فرارکننده . (ناظم الاطباء). - وردار و ورمال ؛ آنکه چیزی را برمیدارد و فرار میکند. (ناظم الاطباء). - ورمال آقا را دمش دادن ؛ چیزی را برداشتن و بردن و خوردن . چپو کردن . سر خوراکی ریختن و یک باره آن را تمام کردن . (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). - ورمال زدن یا ورمال کردن ؛ گریختن از ترس .