ورقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ورقه . [ وَ رَق َ / ق ِ ] (اِخ ) نام عاشق گل شاه است . (برهان ) (آنندراج ) : مونس مجلس میمون تو هر کس که بود به تو دلشاد بود همچو به گلشه ورقه . سوزنی . عقل همه عاقلان چیره [ خیره ] شود چون رسد ورقه به گلشاه من ویسه به رامین من . مولوی .
ورقه . [ وَ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ٨ هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه، دارای ٣٩١ تن سکنه . این ده در دو محل قرار گرفته و به نام ورقه ٔ بالا و ورقه ٔ پائین مشهور است . ورقه ٔ پائین ٣٠ تن جمعیت دارد. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤ شود.