وراستادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وراستادن . [ وَ اِ دَ ] (مص مرکب ) برخاستن . ایستادن . برپا شدن . (ناظم الاطباء). برایستادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وراستادن . [ وَ اِ دَ ] (مص مرکب ) برخاستن . ایستادن . برپا شدن . (ناظم الاطباء). برایستادن .