ودیعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ عَ) [ ع. ودیعة ] (اِ.) پولی یا مالی که به امانت سپرده شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ عَ) [ ع. ودیعه ] (اِ.) پولی یا مالی که به امانت سپرده شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ودیعت . [ وَ ع َ ] (از ع اِمص، اِ) ودیعة. امانت . (غیاث اللغات ). امانت و زنهار و هر چیزی که به کسی بسپارند و در نزد وی امانت گذارند و با نهادن و سپردن و گذاردن ترکیب شود : ور ودیعت نهند مال یتیم نزد ایشان غنیمت انگارند. ناصرخسرو. بماندم من و ماند عبدالمجیدی ودیعت به یزدان پاکش سپردم . خاقانی . به روشن ترین کس ودیعت سپار که از آب روشن نیاید غبار. نظامی . - ودیعت حیات ؛ زندگانی که به منزله ٔ امانتی است از طرف حق تعالی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ باران، زیرا که به ابر سپرده شده . ◄ رعیت، زیرا که به پادشاه سپرده شده . (ناظم الاطباء).