ودمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ودمة. [ وُ م َ ] (ع اِ) ادمة.خویشی . ◄ وسیله . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) آمیزش . ◄ موافقت . ◄ گندم گونی آدمیان . ◄ رنگی از رنگهای شتر که مایل به سیاهی یا مایل به سپیدی باشد یا آن سپیدی خالص است یا رنگی است از رنگهای آهوان مایل به سپیدی . و در نهایه است که ادمه در شتران عبارت است از سپیدی موی و سیاهی چشم . (منتهی الارب در مدخل ادم ).