ودس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ودس . [ وَ ] (ع مص ) پنهان گشتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ پوشیده شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نهفتن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پنهان کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): ماادری این ودس ؛ ای ذهب . (مهذب الاسماء). ◄ آغاز کردن سخن و کامل نگرداندن آن . (از اقرب الموارد). تمام نکردن سخن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نخست روییدن گیاه زمین و انبوه نگشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (اِ) اول گیاه که روید.(منتهی الارب ) (آنندراج ). اول نبات که آید پدید. (مهذب الاسماء). نخستین گیاهی که روید. (ناظم الاطباء).