ود
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ دّ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمص.) دوستی، محبت.<BR>۲- (مص ل.) دوست داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ دّ) [ ع. ] ۱- (اِمص.) دوستی، محبت. ۲- (مص ل.) دوست داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ود. [ وَ ] (ص ) به معنی رد است که حکیم عاقل و دانشمند باشد. ◄ گرم در مقابل سرد. (برهان ) (ناظم الاطباء). ◄ بد. مقابل خوب . (فرهنگ فارسی معین ).
ود. [ وَدد ] (ع مص ) وِداد. وَداد. ودادة. مودة. مَودِدَة. دوست داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ آرزو بردن . (از منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). آرزو داشتن . (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) دوستی و محبت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِ) دوست . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). ◄ بسیارمحبت . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بسیار دوست . (ناظم الاطباء). واحد و جمعدر وی یکسان است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج، اَودّاد، اَوِدّاء. ◄ وتد و میخ . و این به لغت اهل نجد است . (ناظم الاطباء). میخ . (منتهی الارب ). میخ چوبین . (مهذب الاسماء). ◄ بت و صنم .(ناظم الاطباء). وُد. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).
ود. [ وِدد ] (ع اِ) دوست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) دوست داشتن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). ◄ آرزو داشتن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
دوستی، محبت، محب بد (متضاد: عداوت، خوب)