فرهنگ لغت

وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۱۷ - استر گرسنه

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌رسم از راه و دارم استری کز باب جوع قوت دندان ندارد ورنه قنطر می‌خورد حرص کاهش هست تا حدی که گر بگذارمش کهگل دیوار این ده را سراسر می‌خورد

معنی وحشی | گزیده اشعار | قطعات | شماره ۱۷ - استر گرسنه | فرهنگ لغت