وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۷۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست بر ابرو اینهمه گره نیم باز چیست زهرم دهند یا شکر آن چشم و لب بگو امر کرشمه تو و فرمان ناز چیست ما خود بسوختیم در اول نگاه گرم این شعله تغافل طاقت گداز چیست از ما اگر کناره کنی حایلی بکن اما نگاه را ز نگار احتراز چیست یک زخم دور باش چو کوته نظر نخورد پس مدعا از این مژههای دراز چیست این لطفها که صرف دگرهاست کو یکی تا بنگرد که عجز کدام و نیاز چیست وحشی همیشه راز تو فاش از زبان تست باز این سخن گزاری و افشای راز چیست