وحشی | گزیده اشعار | غزلیات | غزل ۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بسیار گرم پیش منه در هلاک ما اندیشه کن ز حال دل دردناک ما زهر ندامتیست که بردیم زیر خاک این سبزهای که سر زده از روی خاک ما مغرور حسن خود مشو و قصد ما مکن کاین حسن تست از اثر عشق پاک ما بیرون دویدهایم ز محنت سرای غم معلوم میشود ز گریبان چاک ما وحشی ریاض همت ما زان فزونتر است کاوراق سبز چرخ شود برگ تاک ما