وجیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) [ ع. ] (ص.) مختصر، کوتاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) [ ع. ] (ص.) مختصر، کوتاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجیز. [ وَ ] (ع ص ) کوتاه از هر چیزی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ کلام و سخن کوتاه که به زودی فهم و درک گردد. (دهار) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). گویند امر وجیز و کلام وجیز؛ یعنی خفیف و مقتصر. (اقرب الموارد). ملخص . مختصر. (شرح نصاب ) (غیاث اللغات ). موجز.(مهذب الاسماء). کوتاه . (شرح نصاب ) (غیاث اللغات ).