فرهنگ لغت

وجوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وجوم . [ وُ ] (ع اِ) ج ِ وَجم و آن سنگهای برهم نهاده است جهت هدایت راه . (از المنجد). رجوع به وجم شود. ◄ (مص ) خاموش گردیدن از اندوه و خشم . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). وجم . (منتهی الارب ). رجوع به وجم شود.

معنی وجوم | فرهنگ لغت