فرهنگ لغت

وجوف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وجوف . [ وُ ] (ع مص ) مضطرب و پریشان شدن . (اقرب الموارد). طپیدن و بی آرام گشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ به رفتار وجف رفتن شتر. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به وجف و وجیف شود.

معنی وجوف | فرهنگ لغت