وجاهت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ یا وِ هَ) [ ع. وجاهة ] (مص ل.)<BR>۱- عزّت، حرمت.<BR>۲- خوب رویی، زیبایی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ یا وِ هَ) [ ع. وجاهه ] (مص ل.) ۱- عزّت، حرمت. ۲- خوب رویی، زیبایی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وجاهت . [ وَ هََ ] (از ع، اِمص ) خوبرویی و زیبایی .خوشگلی . (ناظم الاطباء). خوبرویی . (آنندراج ). حسن و جمال . (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ). ◄ روشناسی . ◄ عزت . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). و به کسر واو خطاست . (غیاث اللغات از کشف و مزیل و صراح ) (آنندراج ). رجوع به وجاهة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جمال، حسن، خوشگلی، زیبایی، صباحت، قشنگی، مقبولی پذیرشعام، مقبولیت، (متضاد: زشتی)
واژگان فارسی سره واژهدان
زیبایی، خوشگلی، خوبرویی