فرهنگ لغت

وجاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

وجاق . [ وُ ] (معرب، اِ) اوجاق . اجاق . جای آتش . (اقرب الموارد). جایگاه آتش . موقد. ◄ نسق از لشکر و غیر آن . ج، وجاقات . (اقرب الموارد) (المنجد). ج، وجاقات . (اقرب الموارد). این کلمه عربی نیست . (المنجد).

معنی وجاق | فرهنگ لغت