وثام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثام . [ وِ ] (ع مص ) خون آلود کردن سنگریزه پای را. (اقرب الموارد) (المنجد).
وثام . [ وَ ] (ع مص ) خون آلود کردن سنگریزه پای را. (منتهی الارب ). در اقرب الموارد و المنجد به کسر واو به همین معنی آمده است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثام . [ وِ ] (ع مص ) خون آلود کردن سنگریزه پای را. (اقرب الموارد) (المنجد).
وثام . [ وَ ] (ع مص ) خون آلود کردن سنگریزه پای را. (منتهی الارب ). در اقرب الموارد و المنجد به کسر واو به همین معنی آمده است .