وثاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وِ یا وُ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- خانه، اطاق.<BR>۲- حرم سرا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وِ یا وُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- خانه، اطاق. ۲- حرم سرا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وثاق . [ وَ ] (اِ) خانه . (سروری ) (بهارعجم ). رجوع به وِثاق و وُثاق شود.
وثاق . [ وَ ] (ع اِ) هرچیز که بدان چیزی را بندند مانند ریسمان و بند و قید و زنجیر. (ناظم الاطباء) : فشدّوا الوَثاق فاما مناً بعد وَ اما فداءً. (قرآن ٤٤/٤٧).
وثاق . [ وِ ] (ع، اِ) بند. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). بند و قید. (منتهی الارب ) (آنندراج از منتخب و لطائف و مدار). ◄ گرفتاری . ◄ معسکر و لشکرگاه . ◄ (مص ) مواثقة. عهد و پیمان کردن باهم . (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) ج ِ وثیق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به وثیق شود.
مترادف و متضاد واژهدان
اقامتگاه، خانه، ماوا، مسکن، منزل اردوگاه، خرگاه، خیمه بند، ریسمان، زنجیر
واژگان قرآن
فَشُدُّوا الْوَثاقَ «وثاق» از مادّه «ثِقَة» به معناى طناب یا هر چیزى است که با آن مى بندند.(16)