وت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وت . [ وَ ] (اِ) وات . پوستین . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (برهان ). رجوع به وات شود. ◄ لباس پوستی . ◄ سخن و وات و کلام . (ناظم الاطباء).
وت . [ وَت ت / وُت ت ] (اِ صوت ) بانگ قمری . (منتهی الارب ) (آنندراج ).وُتَّة مانند آن است . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
وت . [ وِ ت ُ ] (لاتینی، اِ) من مخالفم . وتو. در فارسی وتو کردن مستعمل است . رجوع به وتو شود.